ديده ميشود. مهمترين نويسندگان يوناني عبارت بودند از كنستانتينوس هفتم، سوميون ترجمان، ليون شماس، و سويداس. فرهنگ بيزانسي رستاخيز اوتوني را تسريع و تسخير روسيه را آغاز ميكرد. در تعدادي از مراكز اوضاع بهتر ميشود؛ عملاً يكي از مهمترين مزاياي بيداري اروپا تكثير مراكز فرهنگي آن است؛ هنوز گلهاي زيادي نشكفته بود، ولي جوانهها در هر جا به چشم ميخورد. ايلفريك در انگلستان به كار مشغول بود؛ نوتگرو هريگر در جايي كه اكنون بلژيك است ؛ فلودوارد، ژربر، ريشر، و آبو در فرانسه؛ اريك سرخ و ليف اريكسون در اسكانديناوي؛ ولاديمير در روسيه؛ هروسويتا و ويدوكيند در آلمان؛ هلپريك در سويس؛ يوسفوس فرزانه در اسپانيا؛ ليودپراند و اسلاف ناشناس سالرنو در ايتاليا. فعاليت همهٴ اين افراد، به هيچ صورتي، به بلنداي سطح فعاليت معاصران مسلمانشان نبود، ولي آنان در مسير درستي حركت ميكردند، و به آرامي در تدارك تمدن اروپايي تازهاي بودند.
ب. زمينهٴ ديني
قديس ولاديمير1
در حدود 956 زاده شد، در 1015 درگذشت. دوك بزرگ كيف2، سرانجام فرمانرواي سراسر روسيه. اندكي پس از آن كه در سال 988 در خرسون كريمه تعميد يافت، با آنا، خواهر باسيليوس دوم ملقب به بلغاركُش (976 تا 1025) ازدواج كرد و مسيحيت اورتودوكسي را در روسيه متداول ساخت. فرمانروايي او نشانهٴ آغاز مسيحيت در روسيه است.
جالب است خاطرنشان شود كه خواهر ديگر همين باسيليوس، به نام تيوفانوس، در 972 به ازدواج امپراتور جوان اوتوي دوم درآمد (متولد 955، امپراتورياش از 967 تا 973؛ وفات در 983). اين ازدواج به وسيلهٴ پاپ در روم تقديس شد، يعني همان جايي كه تيوفانوس ((با تعداد بيشماري افراد والامقام)) وارد شده بود. بدينترتيب فرهنگ بيزانسي در يك زمان در روسيه و آلمان نفوذ كرد. پيش از نيمهٴ دوم سدهٴ دهم در شرق رود راين در آلمان هيچ هنر مسيحي به چشم نميخورد. هنر روسي، كه امتداد مستقيم هنر بيزانسي بود، اندكي بعد، در پايان سدهٴ دهم، نخست در كيف، و كمي پس از آن در نووگراد، ولاديمير و مسكو آغاز شد.
رستاخيز هنري اوتوني و پيدايش تمدن روسي هر دو نتيجهٴ رونق بيزانسي بود كه در زمان سلسلهٴ مقدوني به وجود آمد. اين براي مورخ هنر اهميت ويژهاي دارد، ولي در خور توجه مورخ علم هم هست.